دردی که زندگیست!

مردی از ساختمونش خارج شد یه یچه ی کوچولوی صورتی پوش هم پشت سرش مث جوجه اردک میدوید،بیخیال اوندوتا شده بودم داشتم با خودم حرف میزدم که دیدم یه چیزی دنبالم داره حرکت میکنه،مثل آتیش که ادامه ی شهابسنگهاس،تند تند...دیدم همون بچه هه س که کاپشن صورتی تنش بود...گفتم چیزی شده؟با صدای خیلی آروومی گفت:بخر!دیدم فال حافظ دستشه...شاید باورتون نشه ولی اوون بچه بیشتر از سه سال نداشت...پشت فال، عکس عاشق و معشوقای مسخره ی قدیمی بود!همونایی که یه دستشون شرابه یه دستشون هم توو موهای حافظ...بعد آدم نمیدوونه چشماشون اینقد خماره یا داره خوابشون میاد...ازش خریدم!الا یا ایها الساقی....

 یه دختر هشت نه ساله نزدیک شد...-بهش گفتم داداشت چن سالشه...گفت این دختره!!!!سه سال ونیم...-خودت چی؟من یازده سالمه...بهش میومد نه ساله باشه...یه ماسک زده بود که سرما نخوره...دعا دستش بود برای فرووش...

به خودم گفتم:چن وقته دعا نکردی؟خدا کجای زندگیته؟ داشتم دوور میشدم، یه بیت شعر جوشید:

"اجابت" ینی دستای بچه ای/که داره "دعا" می فرووشه بهت!

 

/ 80 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
saeede

حسان بی نظیری

رضا پیر حیاتی

حسان عزیزم شعرهایت را خواندم و نظر آخر را اول می دهم تو به خاطر استفاده مناسب از تصاویر و همچنین هنجار گریزی های معنایی و گه گاه دستوری مطمئناً در شعر آزاد و داستان حرف های زیادی برای گفتن داری و تنها نقطه ظعف و پاشنه آشیل شعرهای تو عمدتاً ایراد وزنی که فقط به وزن ختم نمی شود و تمام جزئیات و سیاستی که برای شعرت در نظر گرفتی تحت تاثیر قرار می دهد دنیا چه بود غیر شبی کوتاه که می گذشت از ته خودکارت اشاره ی غیر مستقیم به وضعیت ادبی زندگیت این بیت را برای بند های آغازین مناسب کرده با بچه ای که راست نخواهد کرد وقتی دروغ می خورد از پستان این تکنیک خوبی است که در یک مصرع اشاره ای پورنوگرافیک و اروتیک داشته باشی و در مصرع بعد با به هم زدن تصور یک جریان معنایی را راه بیندازی ولی این تکنیک را آنقدر که پشت، حس پاره شدن می داد وقتی که دوست خنجر یک جانیست وقتی که راست...راست وخواهد کرد اقرار به تمامی جزئیات چیزی شبیه مردن در دادن چیزی شبیه دسته چک اقساط! دنیا چه بود غیر فراموشی سیگاربرگِ بعد هماغوشی هی شعر ...شب ...شکاف تنت...شر شر روی جهان فاحشه می شاشی دنیابه بیضه های تو برمی گشت دنیا شروع می شد ازاین ابیات....

رضا پیر حیاتی

تکرار شده بود که خواننده بعد از دو یا سه بار دیگر منتظر نمی ماند و دست شاعر برایش باز می شد. مانند کش به خانه ی خود برگرد آغوش هیچ فاحشه ای جانیست که پشت، حس پاره شدن می داد وقتی که دوست خنجر یک جانیست وقتی که راست...راست وخواهد کرد اقرار به تمامی جزئیات چیزی شبیه مردن در دادن چیزی شبیه دسته چک اقساط! دنیا چه بود غیر فراموشی سیگاربرگِ بعد هماغوشی هی شعر ...شب ...شکاف تنت...شر شر روی جهان فاحشه می شاشی دنیابه بیضه های تو برمی گشت دنیا شروع می شد ازاین ابیات.... آیا هشت بار استفاده مکرر از یک تکنیک برای یک شعر واحد به نظر خودت زیاد نیست؟خودت به ابیات بالا یک نگاه بینداز. ولی نقطه قوت و جزیره ی مستقل این شعر دوبیت پایانیش است که با استحال ی ادبیات در یک وضعیت اروتیک و ساختن مجدد جهان به دست شعر و همچنین خنثی کردن وضعیت فاحشه ها و همخوابی های ذکر شده در ابیات بالا فقط با دو کلمه ی جهان فاحشه زیبا بود.

رضا پیر حیاتی

یک واژه ی مرده در کتابت بودم یک حرکت بسیار ساده و زیبا روی محور جانشینی و جانشین شدن واژه به جای شاعر و سوم شخص غایب روبرو با کتاب این مصرع را بهترین مصرع این رباعی کرده است. تمساحی در خودش فرورفته به تو این مصرع نیز با تکنیک ترین مصرع سه رباعی قبلی است.و هنجار گریزی معنایی و دستوری همزمان به قوت آن افزوده است مردی که پرنده ی کلامش نت بود مردی دیوانه که باکلاه و کت بود از خواب قفس پرید و در خود گم شد مردی که ادامه های دون کیشوت بود با اینکه مصرع از خواب قفس پرید و در خود گم شد بهترین مصرع رباعی آخر است اما ضعفی که در دو رباعی بالا دیده شد و در اینجا نیز واضح است نداشتن رابطه ی معنایی کافی بین مصرع ها و نزدن ضربه که خاصیت ویژه ی رباعی است همچنان مشهود است که همانطور در ابتدا گفتم با اینکه شما تصاویر و روابط معنایی زیبایی در ذهن دارید اما فشار قالب و وزن جلوی پیاده کردن ایده ی شعری و سیاست شعر شما را گرفته است دوباره می گویم تو مرد شعر آزاد و داستانی. تصدقت

فاخته

چه پست دوست داشنتی .. رباعی اول زیبا دومی زیبا اما انگاری یه کم روون خونده نمیشد:) مردی که ادامه های دون کیشون بود ..جالب .. و نهایتن دردی که زندگیست زندگی این تاجر طماع ناخن خشک پیر مرگ را همچون شراب ناب کم کم میفروخت.. [گل]

جوادافرا

سلام...! باافتخار دعوتید به خوانش دو تا کار... www.avakh70.blogfa.com

شقایق

زیباست مانی همیشه با دردی "زنانه"به روزم.... ومنتظر نظرت....

آرزوی

سلام دو.ست عزیز[گل]به روزم ومنتظر

میلاد

سلام معذرت بابت تاخیر سرماخوردگی رو من هستم حسابی فیلم ها رو هم باید ببینم بعد می حرفم اما شعر اولی رو دوست داشتم هرچند تصویر توی دو مصرع اول ثابته و در مصرع اخر متحرک (ایراد که نه شاید خوب هم باشه) بقیه ی شعرها رو هم با لذت خوندم

آرزوی

سلام به روزم ومنتظرحضورسبزت دوست خوبم[گل]