داش آکل!

رفتم آتلیه ی یکی از دشمنای خونیم!یکی از دوستای جونیم!اونجا بود!صداش زدم:محمـــــــــــــد! اون صدام زد:حســــــــــــــــــــــان!گفتم:محمد!  گفتا:حسان!  گفتم: محمد!    گفتا: حسان... معانقه کردیم..گفتم:احمق ... ادامه مطلب
/ 93 نظر / 15 بازدید
بهمن 91
2 پست
دی 91
4 پست
آذر 91
5 پست
آبان 91
4 پست
مهر 91
2 پست