روایت ناتمام یک تابو

شلوار جین!

1.

تولدت مبارک فروغ!

2.

جنون!حرف!جنون!وقتی آدم جنون میگیره تنها چیزی که از عقلش باهاش میموونه واژه است! واژه صورت عقله و دیوانه هم از نوعی صورت عقلانی برخورداره ...صورت عقلانیی که در هیچ شکل هندسیی قابل بررسی نیست...یک تکثر بیوقفه...جنون که بگیری فقط باید بگی...بگی...بگی...اونقدر بگی که باطن عقل رو از درون به بیرون پرتاب کنی...جنون واژه!چه اشتهای سیری ناپذیریه لامسب!

3.

مسافرت کاری با شلوار پارچه ای و کفش رسمی چقدر نفرت انگیزه!به محض اینکه پام رسید توو اتاقم شلوارجینمو پوشیدم و زدم خیابوون...آخیش!چه دنیایی داره این شلوار جین تیره ی عزیز!


4.

یک غزل(البته به سبک خودم) با کلی ...

 

 

دنیا چه چیز پرهیجانی بود؟

دنیا چه داشت غیر ادبیات

دنیاکجای قلب تو می چرخید

جز دور مرکزی وسط پاهات

 

دنیا چه بود غیر شبی کوتاه

که می گذشت از ته خودکارت

شعری که می تپیدی و می مردی

دربمب های زنده ی اتومات

 

دنیا نه عشق بود نه شادی نه

علم و تئاتر و فلسفه و مذهب

دنیا دروغ بود که می خندید

به من به تو به هیتلر به سقراط

 

تو بودی وجهان کثیفی که

کندوست در سیاهی قبرستان

با بچه ای که راست نخواهد کرد

وقتی دروغ می خورد از پستان

کابوی تو!ظهور نخواهد کرد

با این قطارفاجعه و اِسقاط

 

 

مانند کش به خانه ی خود برگرد

آغوش هیچ فاحشه ای جانیست

که پشت، حس پاره شدن می داد

وقتی که دوست خنجر یک جانیست

وقتی که راست...راست  وخواهد کرد

اقرار به تمامی  جزئیات

 

چیزی که توی قلب تو باحسرت

بی انتها ی درد وپشیمانی است

چیزی شبیه مردن در دادن

چیزی شبیه دسته چک اقساط!

 

دنیا چه بود غیر فراموشی

سیگاربرگِ بعد هماغوشی

که می کشی بدون کسی در تخت

بعد از عذاب  تلخترین  لذات

 

شعری که چشمهای هنوزت را

به گریه های بعد گره می زد

شعری که گرچه هیچ نمی گریید

سیلیت بی  مروت  و رحمی زد 

شعری که پشت پنجره ی دنیا

 روحی که پرسه-خوابی مه میزد

شعری که اعتقاد ندارم را

می کرد در وجود خودش اثبات

 

هی شعر ...شب ...شکاف تنت...شر شر

روی جهان فاحشه می شاشی

دنیابه بیضه های تو برمی گشت

دنیا شروع می شد ازاین ابیات....

 

   + حسان.ط ; ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ ; جمعه ۸ دی ۱۳٩۱
تابو تابو ()